شبی که غریبی در آن موج می زند

روز با التهاب غروب می نماید و شبِ روزی سخت، فرا می رسد شبی که حامل غربتی جانکاه است.

شبی که غریبی در آن موج می زند

به گزارش خبرنگار از، واقعه کربلا در شب عاشورا به اوج می رسد زمانی که زنان و بچه ها غریبانه در فراغ عزیزانشان میان نامردمان اسیرند.

از غربت که بگویی به شام غریبان می رسی به غریبی و نامردمی به سرهای بریده و مادران داغدار به بچه ها یتیم و سیلی به کودک سه ساله...

هنوز هم بعد از گذشت قرن ها این واقعه جانسوز است شاید سوختن شمع هم در این شب نماد سوختن دل باشد.

اما هر آنچه هست اصلی مهم را در دل دارد که نسلی به نسل دیگر پر سوز و گدازتر منتقل می گردد.

پر مفهوم تر می گردد وقتی نقش خوان تعزیه پیغام عاشورا را منتقل می نماید و بعد از اتمام به فکر فرو می روی که این همه ظلم به چه دلیل؟

ظلمی که تا امروز در حق مردمان در کشورهای مختلف روا داشته می گردد .

هنوز تعزیه به مقتل آخر نرسیده اما اشک از چشم شمرخوان روان است.

و در نهایت سرهای هفتاد و دو لاله بر نیزه می رود ، خیمه ها می سوزد و جان ها می گدازد.

چون واقعه به اینجا می رسد روز تاب نمی آورد و ظلمت شب همه جا را می پوشاند اما تاریکی نیز نمی تواند تاب بیاورد وقتی زینب(ع) باشد و روشنگری کند.

ی

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتشار: بروزرسانی: 16 مهر 1398 شناسه مطلب: 336

به "شبی که غریبی در آن موج می زند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "شبی که غریبی در آن موج می زند"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید